تبليغاتX
مهدی سلوکی

مهدی سلوکی

دنیا......مهدی سلوکی

سلام جدید...

سلام

فقط می خواستم بگم که مهدی سلوکی تو یه مجله گفته بود که تمام وبلاگها رو تکذیب می کنه و اصلا اینترنت نمیاد...لطفا خودتونو جای مهدی جا نزنید..در ضمن نویسنده این وبلاگ عوض شده...الان دیگه منم!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 22:57  توسط نیلوفر  | 

سلام

سلام

باور کنید من میام و نظراتونو می خونم ولی هیچ خبری ازش نیست به جز اینکه عکسش رو می تونید تو

بیلبوردهای تبلیغاتی ببینید....

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 22:16  توسط نیلوفر  | 

مصاحبه

بیوگرافی: مهدی سلوکی متولد 14 خرداد 1361 بوده و دارای دیپلم گرافیک است. نظرتان در مورد شخصیت نسرین چیست؟ میشه گفت دختر اول قصه هست که شرایط خاصی دارد. یک خاطره از بازی در کنار مرحوم پوپک گلدره بگویید. همه روز های کار خاطره بود،یادم هست روزی سکانسی بود که تقریبا3 ساعت برایش وقت گذاشته بودیم. به خاطر گرمای زیاد بچه ها خسته شده بودند و بازی را یک بار من خراب می کردم ، یک بار هم خانم گلدره ، یک جایی بود که دیگه نمی شد دوباره تکرار کرد. یعنی برداشت آخر بود. فکر کنم من دیالوگم را یادم رفت و خانم گلدره به جای من گفتند و سکانس جمع شد. تاثیر کارگردن بر بازی شما تا چه حد بود؟ آقای مقدم واقعا سنگ تمام گذاشتند، بهروز برایش خیلی مهم بود. در زندگی واقعی نیز عاشق شده اید؟ نه آیا موافق زندگی هایی هستید که با دلباختگی آغاز می شوند؟ خیر، من عقیده ام این است که همه چیز بر اساس منطق باید جلو برود حتی اگر قرار است احساسی هم باشد ، آن هم باید بر اساس منطق و طبق کنترل عقل باشد و من اصلا آدم احساسی ای نیستم. به نظر شما پول خوشبختی می آورد؟ هم آره هم نه. آیا لازمه شغل بازیگری داشتن تحصیلات مرتبط است؟ لازمه اش تحصیلات نیست ولی تحصیلات هم مهم است . یعنی خیلی جاها هیچ چیز به اندازه سواد به آدم کمک نمی کند. هنر در زندگی شخصی ات تا چه حد تاثیر گذار بوده و این تاثیر در کدام یک از وجوه زندگی ات پدیدار شده؟ به هر حال هنرمند ناخودآگاه روحیه ظریفی پیدا می کند و نگاهش به زندگی عوض می شود. شاید من هم از وقتی که این حرفه را دنبال کردم نگاه و ایده ال هایم نسبت به زندگی به نوعی عوض شده. در انتخاب نقش ها آیا وسواس خاصی داری یا هر نقشی را پذیرا هستی؟ صد در صد وسواس دارم. آخرین سفری که داشتی؟ شمال. اهل خرید هم هستی؟ ترجیح می دهم بیشتر خانواده این کار را انجام بدهد تا من. آیا در کارهای منزل همکاری می کنید؟ بله. اخلاق شما در منزل؟ می گن خوبه. میانه ات با شوخی؟ بعضی وقت ها دوست دارم بعضی وقت ها نه. ورزش مورد علاقه؟ تنیس. غذای مورد علاقه؟ قرمه سبزی. غذایی که دوست نداری؟ عدس پلو. ادکلن مورد علاقه؟ بیشتر ادکلن ها را دوست دارم. بهترین و بدترین فصل؟ بهنرین بهار ، بدترین پاییز. رنگ بیزاری؟ زرد. رنگ مورد علاقه؟ قرمز. خصوصیات اخلاقی؟ خوش اخلاق. اگر از تو بپرسند بزرگترین عامل دل سردی در عشق چیست ، چه می گویی؟ خیانت.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 20:31  توسط نیلوفر  | 

...

چی کار کنم دیگه؟ در قسمت نظرات با هم حرف نزنید وگرنه من مجبور می شم نظرتونو حذف کنم یا اصلا نظر خواهی رو فعال نکنم. وب سایت محمد و مهدی سلوکی قراره راه اندازی بشه....خودمم نمیدونم کی..ولی می شه. یه مصاحبه از مهدی رو هم براتون می ذارم . در ضمن اگر سوالی از مهدی سلوکی یا از بازیگرای دیگه داشتید می تونید با این شماره تماس بگیرید،سوالتونو بگید و منتظر باشید تا در نشریه بعدی جوابش چاپ بشه.(مجله صبح زندگی)اگرم بخواید می تونید سوالتونو تو قسمت نظرات بذارید و بگید از کی می خواید بپرسید که من زنگ بزنم بپرسم. ولی اگر سوالی از مهدی پرسیدن من براتون می نویسم. شماره:66902491
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 12:28  توسط نیلوفر  | 

اینم یه عکس که کار خودم نیست...

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:53  توسط نیلوفر  | 

اوه...

بابا خوشگله

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:48  توسط نیلوفر  | 

عکس

مهدی و کامبیز دیرباز در هفته نامه تلاش

مهدی و علی طباطبایی در باجناقها همبازی بودند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:46  توسط نیلوفر  | 

مهدی سلوکی و حمید گودرزی در دیدار با رفسنجانی

 

         

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:34  توسط نیلوفر  | 

بیوگرافی...

مهدي فرزند دوم یک خانواده ی ۴ نفره است.

يک برادر بزرگتر از خودش به نام محمد داردکه او هم در عرصه ي هنر فعاليت ميکند.

پدرش تهراني است و ليسانس الکترونيک داردو سرهنگ نيروی هوايي است و

مهدی از نظر قيافه به پدرش شبيه است.

 مادرش ديپلمه و خانه دار است و اصلیت اراکی دارد.

مهدی به دلیل شغل پدرش در جلفای اصفهان  به دنيا امدو تا ۴ سالگی در انجا زندگی میکردند.

اسم "مهدی" را پدربزرگش به دليل علاقه اي که به امام زمان (عج) داشت روی او گذاشت.

دوران ابتدايي را در مدرسه اي در نارمک و راهنمايي را در مدرسه ي شهيد فهميده و

دبيرستان را در مدرسه ي مالك اشتر گذراند در ( رشته ي گرافيک) .

ورزشهاي تکواندو . پينگ پنگ. فوتبال (دروازه بان). اسکي.شنا. بدنسازي و ....

تجربه کسب کرده است و هم اکنون در تيم فرياد هنرمندان فعاليت دارد.

از سال 76 وارد عرصه ي بازيگري شد و در کليپ گنجشک و ماه بازي کرد .

بعد از اون دربرنامه های نيم رخ . اسم رمز. اقاي رئيس جمهور . طعم جواني .

 اميد هاي ايران. با بچه هاي ايران . پلک . پاتک و .....در نقش مجري يا مجري بازيگر و

در سريالهاي چراغهاي خاموش .روشنايي دشت.درخت سيب . بوي غريب پاييز.

تب سرد .باجناقها .غريبانه و در فيلم گلهاي شب بو بازي کرد.

او غير از بازيگري در زمينه ي نقاشي به سبک رئال و سورئال نيز مهارت دارد و

 تا کنون چند بار با دوستان نمايشگاه نقاشي بر پا کرده اند .

 شغلهاي ديگري را غير از بازيگري به طور جدي دنبال نکرده ولي مدتي

 با برادرش دفتر مونتاژ فيلم داشتند مدتي هم کارهاي تبليغاتي در زمينه ي

 حضور چهره هاي مشهور در مجالس و مراسم شرکت هاي بزرگ انجام ميدادند .

او در نواختن گيتار مهارت دارد و در کلاسهاي اواز نيز شرکت کرده است .

در تابستان 84 دوران سربازي را تمام کرد .

بدقولي از خصوصيات منفي  و مهرباني و خوش اخلاقي از خصوصيات مثبت اوست .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:17  توسط نیلوفر  | 

جریان بازیگر شدن مهدی سلوکی.....

مهدی سلوکی در هنرستان رشته ی گرافیک رو می خونده .یه روز اکیپی ازطرف صدا و سیما به مدرسه شون میان و  می خوان  یه نفر رو واسه بازی

تو گنجشک و ماه انتخاب کنن . کارگردان اون برنامه محمد رضا کاتب  وقتی مهدی رو می بینه  بهش یه آدرسی می ده و میگه بیا اونجا و تست بده.

 مهدی هم چون اون موقع تو اون وادی ها نبوده نمیره.ولی وقتی آقای کاتب بازم مهدی رو می بینه می گه من فقط این آقا پسر رو می خوام.این بارمهدی میره  تست میده و از بین ۳۰۰نفر متقاضی انتخاب می شه و دربرنامه ی گنجشک و ماه بازی می کنه .

بعدش هم نیمرخ و برنامه های دیگرو مجری گری میکنه و بعد میره سراغ بازیگری ...

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:8  توسط نیلوفر  | 

مهدی سلوکی

سلام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 17:53  توسط نیلوفر  |